چرا این موضوع اهمیت دارد؟
در سالهای اخیر، بسیاری از کارشناسان آموزش، مدیران مدرسه، سیاستگذاران و پژوهشگران تأکید کردهاند که یکی از مهمترین دلایل کندی پیشرفت آموزش و پرورش ایران، ساختار بیش از حد متمرکز آن است. این نگرانی یک نظر شخصی یا تجربه موردی نیست؛ بلکه حاصل انباشتی از پژوهشها، تجربه معلمان، تحلیل سیاستها و مطالعه تطبیقی نظامهای موفق در جهان است.در مدرسهها، معلمان و مدیران هر روز با نتایج این ساختار روبهرو میشوند:
برنامههای درسی واحد برای جمعیت متکثر، نبود اختیار برای طراحی محتواهای محلی، انعطافناپذیری در اجرا، و کاهش نقش حرفهای معلم در تصمیمسازی.مشاهده همین مسائل، انگیزه تدوین این مقاله را شکل داد؛ زیرا باور دارم که بخش مهمی از عدم پیشرفت آموزشی در ایران، ریشه در همین سازوکار متمرکز دارد و لازم است با زبانی روشن و علمی برای اولیا و مخاطبان عمومی تبیین شود.
مسئله اصلی:
ساختار بیش از حد متمرکز بر اساس پژوهشهای معتبر داخلی، از جمله شکوهیفرد، علیپور و علیپور (۱۴۰۰) و سیادت، کریمی و هویدا (۱۴۰۱)، نظام آموزشی ایران همچنان بر الگوی «یک مرکز برای همه تصمیم میگیرد» استوار است.
پیامدهای این الگو عبارتاند از: تدوین برنامه درسی یکسان برای همه دانشآموزان با نیازهای بسیار متفاوت
محدود بودن مدارس به نقش «مجری»، نه «طراح»
مشارکت محدود معلمان در تصمیمگیری؛
نادیده گرفتن نیازهای محلی، فرهنگی و فردی؛کاهش کیفیت یادگیری به دلیل یکسانسازی افراطی.
در چنین ساختاری، مدرسه نه یک نهاد آموزشی زنده، بلکه واحدی اجرایی تلقی میشود. همین موضوع باعث شده است که بدنه حرفهای، از معلم تا مدیر، نقش واقعی خود را در تصمیمسازی و تصمیمگیری از دست بدهند.این وضعیت، همان چیزی است که بسیاری از کارشناسان آن را یکی از موانع اصلی توسعه آموزشی ایران میدانند.

چرا تمرکززدایی ضروری است؟
پژوهشهای جهانی نشان میدهد که تمرکززدایی یکی از مؤثرترین راهبردها برای ارتقای کیفیت آموزشی است.در تعریف امین و سومرو (۲۰۲۱)، تمرکززدایی «فرآیندی نظاممند برای واگذاری اختیار تصمیمگیری در حوزههایی مانند برنامهریزی، اجرا، تأمین مالی و سیاستگذاری به نهادهای پایینتر مانند منطقه، مدرسه و معلم» است.
مزایای تمرکززدایی:
تصمیمگیری نزدیکتر به واقعیتهای مدرسه؛امکان طراحی برنامههای بومی و متناسب با محیط؛افزایش نوآوری، خلاقیت و انعطاف مدارس؛نقشآفرینی حرفهای و تخصصی معلمان؛افزایش پاسخگویی و مشارکت.با وجود این مزایا، الگوی موجود در ایران به دلایلی همچون سیاستزدگی، مقاومت ساختار ستادی، نگرانیهای مدیریتی، محدودیتهای اقتصادی و بیثباتی مقررات، همچنان متمرکز باقی مانده است.
چرا مدارس آسیب میبینند؟
تقریباً تمام پژوهشها تأکید میکنند که مدرسه باید قلب تصمیمگیری آموزشی باشد.اما در ساختار کنونی، مدرسه فقط مجری بخشنامههایی است که خارج از زیست واقعی آن تدوین شدهاند. این فاصله، شکافی ایجاد میکند میان:آنچه «برنامه رسمی» میگویدوآنچه «آموزش واقعی» در مدرسه اتفاق میافتد.نتیجه آن است که برنامههای درسی، اغلب با نیاز دانشآموزان، شرایط معلمان، و اقتضائات فرهنگی مطابقت ندارد.
تلاش ما در مدارس در چنین شرایطی:
مدرسه تلاش میکند برخلاف جریان رایج و در چارچوب امکانات موجود، با بهرهگیری از مطالعه تطبیقی نظامهای موفق، پژوهشهای روز و مدلهای مدرسهمحور رویکردی متفاوت و حرفهای ارائه دهد.تا در این ساختار بتوانیم:برنامههای درسی انعطافپذیرتر و متناسب با نیازهای واقعی دانشآموزان طراحی کنیم؛
معلمان را در نقش «طراح یادگیری» توانمند کنیم؛یادگیری را مسئلهمحور، تجربهمحور و کاربردیتر سازیم؛
بر تصمیمسازی مبتنی بر پژوهش تأکید کنیم؛
مدرسه را به کانون تفکر، تجربه، تحلیل و یادگیری عمیق تبدیل کنیم.
باور ما این است که تغییر بزرگ از دل مدارس آغاز میشود.تمرکززدایی یک انتخاب حاشیهای نیست؛ بلکه یک ضرورت علمی و حرفهای برای پیشرفت آموزش است.تا وقتی:مدرسه در جایگاه واقعی خود قرار نگیرد،معلم ،کارشناس و مدیر نقش تصمیمگیر حرفهای نداشته باشند،نیازهای محلی و فردی دانشآموزان جدی گرفته نشود،آموزش و پرورش ایران مسیر پیشرفت را کند و دشوار طی خواهد کرد.
اما مدارسی که با تکیه بر پژوهش، تجربه جهانی و نگاه انسانگرا حرکت میکنند، میتوانند آغازگر این تغییرات باشند.
نویسنده: مونا ذاکری کارشناس آموزش و دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی
منابع :
شکوهیفرد، ح.، علیپور، م.، و علیپور، م. (۱۴۰۰). واکاوی دلایل، فرصتها و چالشهای تمرکززدایی در برنامه درسی:
مطالعه کیفی.سیادت، س.ع.، کریمی، م.ص.، و هویدا، ر. (۱۴۰۱).
الگوی پارادایمی تمرکززدایی از نظام آموزش و پرورش ایران.
Amin, M., & Soomro, S. (2021). Educational