ابن سینا و اسماعیلیه؛ مروری بر نسبت بوعلی سینا با مذهب اسماعیلی
در منابع مختلف درباره نسبت ابن سینا و اسماعیلیه دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. متن مقاله ضمن اشاره به اسماعیلی بودن پدر و برادر ابن سینا و تلاش آنان برای دعوت او، به دیدگاههای متفاوت درباره مذهب خود ابن سینا نیز میپردازد و سپس تاریخ و شاخههای اسماعیلیه را مرور میکند.
ابن سینا و مذهب اسماعیلیه
در متن، از دیدگاهی نقل شده که ابن سینا را شیعه اسماعیلی دانسته است؛ در مقابل، به شواهد و دیدگاههایی نیز اشاره میشود که این انتساب را محل بحث میدانند. مقاله همچنین از شباهتهای ساختاری میان برخی جنبههای جهانبینی سینایی و اسماعیلی سخن میگوید.
ظهور اسماعیلیه
اسماعیلیه که ممکن است باطنیه، فاطمیه و قرمطیه نیز نامیده شود، فرقهای از شیعه است که پس از امام صادق (علیهالسّلام) از امامت حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) استنکاف کردند و قائل به امامت اسماعیل فرزند امام صادق (علیهالسّلام) شدند؛ با این که اسماعیل، در زمان حیات پدرش، از دنیا رفته بود؛ با این حال گفتند که اسماعیل هنوز زنده است و روزی به عنوان قائم ظهور خواهد کرد! برخی هم به انتقال امامت از اسماعیل به فرزندش، محمد روی آوردند و گفتند که غیبت کرده و روزی باز خواهد گشت؛ اما گروه کوچکی از ایشان، مخفیانه امامت را در میان اولاد محمد بن اسماعیل، دنبال کردند و به طور پنهانی شروع به تبلیغ نمودند؛ مرکز این دعوت، شام و شهر «سَلَمیّه» سوریه کنونی بود. این مبلغان اسماعیلی، خود را «داعی» نامیدند؛ این، آغاز معنوی دعوت اسماعیلیه بود؛ یعنی به اصطلاح خود ایشان «دعوت هادیه».
یک داعی، صرفاً مبلغ نبود؛ بلکه مسؤول تحول روحی مخاطبانش که شاگردان او محسوب میشدند، بود. به زعم ایشان، داعی، راهنما و نور امام بود. این رابطه، بسیار شبیه رابطهای است که در تصوف وجود دارد. مرید در جستجوی خدا بود و داعی میتوانست با شناخت امامی که دارای علم توحید خداست، او را به خدا برساند. داعی و امام، در واقع پدران معنوی مؤمنان اسماعیلی بودند و اسماعیلیه از این جهت، نوعی طریقت محسوب میشود؛ کما این که در حال حاضر، همینگونه ادامه حیات میدهد. ناصرخسرو، شاعر پر آوازه ایران، بعد از سفر مشهورش، در مصر به اسماعیلیه گروید و به عنوان داعی
یک داعی، صرفاً مبلغ نبود؛ بلکه مسؤول تحول روحی مخاطبانش که شاگردان او محسوب میشدند، بود. به زعم ایشان، داعی، راهنما و نور امام بود. این رابطه، بسیار شبیه رابطهای است که در تصوف وجود دارد. مرید در جستجوی خدا بود و داعی میتوانست با شناخت امامی که دارای علم توحید خداست، او را به خدا برساند. داعی و امام، در واقع پدران معنوی مؤمنان اسماعیلی بودند و اسماعیلیه از این جهت، نوعی طریقت محسوب میشود؛ کما این که در حال حاضر، همینگونه ادامه حیات میدهد. ناصرخسرو، شاعر پر آوازه ایران، بعد از سفر مشهورش، در مصر به اسماعیلیه گروید و به عنوان داعی خراسان به ایران بازگشت و علیرغم تبعید به «یمگان دره»، تلاش بسیاری برای گسترش تفکر اسماعیلی که کلام و فلسفه قدرتمندی نیز یافته بود، نمود.
داعی در سنت اسماعیلی
بر اساس متن، داعی تنها مبلغ نبود، بلکه نقش راهنمای معنوی مخاطبان را نیز بر عهده داشت. در ادامه از ناصرخسرو یاد میشود که پس از سفر خود در مصر به اسماعیلیه گروید و به عنوان داعی خراسان به ایران بازگشت.
شاخههای اسماعیلیه
مقاله به شاخههایی مانند سبعیه، مستعلیه و نزاریه اشاره میکند و بخشی از تاریخ حکومت فاطمیان در مصر و تحولات این شاخهها را توضیح میدهد.
اسماعیلیه ایران و نزاریه
اسماعیلیان نزاری در ایران به رهبری «حسن صباح» در قلعه الموت، دیر زمانی صاحب قدرت بودند و خواجه نصیرالدین توسی در حبس ایشان بود؛ تا این که هولاکوخان مغول، الموتیان را نابود کرده و خواجه را آزاد و به وزارت خود منصوب و خلافت عباسی را منقزض نمود. بعد از حسن صباح، از قدرت اسماعیلیه ایران – که در نهایت ضعف بوده و نیز تحت تأثیر انشقاقهای پیدرپی خلافت فاطمی قرار گرفته بود – کاسته شد و از آن، جز کسوت یک رهبر روحانی، چیزی باقی نماند؛ در حال حاضر از نزاریه، طایفهای به نام «آقاخانیه»، مرکزی در تاجیکستان دارند. امام حاضر ایشان نیز «رحیم الحسینی» (زاده ۱۹۷۱) معروف به «آقاخان پنجم» است. نخستین بار فتحعلی شاه قاجار (۱۲۱۱-۱۲۵۰ ه. ق.) به حسنعلی، فرزند خلیلالله، امام نزاریه وقت، به مناسبت این که والی کرمان شد، لقب آقاخان داد؛ اما در پی یک اقدام نظامی علیه دولت، به هندوستان فرار کرد و تحت الحمایه دولت انگلستان قرار گرفت و اسماعلیه رادر هند گسترش داد. امروزه پیروان فرقه آقاخانیه در کشورهای متعددی پراکندهاند. بیشتر آنان در شبه قاره هند، افغانستان، آسیای میانه و گروهی دیگر در اروپا، آمریکای شمالی و افریقا سکونت دارند.
دروزیه
غیر از نزاریه، «دُروزیه» نیز شاخهای از فرقه اسماعیلیه است که هنوز هم در غرب آسیا فعالیت گستردهای دارد. دُروزیه یا «موحدون»، در نیمه اول سده پنجم هجری بر مبنای اعتقاد به خدا بودن «الحاکم بامرالله»، ششمین خلیفه فاطمی شکل گرفت. این شاخه در احکام با بدنه اصلی اسماعیلیه و حتی خود اسلام؛ مثل احکام ازدواج، ارث، وصیت و روزه، اختلافات جدی دارد. دروزیان، مانند اغلب گروههای اسماعیلی، جامعهی بستهای دارند و برخلاف اسماعیلیان اولیه، اهل تبلیغ یا مناظره نیستند و امروزه غالباً در مناطق مرتفعی از سوریه، لبنان و فلسطین ساکناند و هر کدام رهبری مستقل دارند. از مهمترین رهبران سیاسی دروزیان لبنان، «کمال جنبلاط» مؤسس حزب سیاسی «الحزب التقدمی الاشتراکی» (حزب سوسیالیست ترقیخواه) بود که اکنون «ولید جنبلاط» رهبری آن را بر عهده دارد. دروزیه به جهت دشمن مشترک عثمانی، از دیرباز با رژیم اشغالگر قدس، همکاریهای امنیتی جدی دارند.
مطالب تاریخی و آموزشی بیشتری بخوانید
برای مطالعه مقالههای تاریخی، فرهنگی و آموزشی بیشتر، به بلاگ مدارس سلام سر بزنید.