رسالت شمس تبریزی در قونیه چه بود؟
به مناسبت 7 مهر روز بزرگداشت شمس تبریزی
شمس از نگاه تذکره نویسان و مولوی شناسان، در 642 هجری قمری (اواسط قرن 13 میلادی) به قونیه آمد. (متینی، 1361: 68) مدت اقامت شمس در قونیه را هم به اختلاف نوشتهاند. (فروزانفر، مقدمه کلیات شمس)
جلال الدین رومی (مولوی) در قونیه کرسی درس فقه و حدیث و شاگردان بسیاری داشت. با ورود شمس، مولوی چنان شوریده و شیدای او شد که درس و بحث رها کرد و سر به کوی و برزن نهاد و «خلق در قونیه به جوش آمدند و محبان و یاران از سر غیرت و حسد درهم شده و هیچ کسی را معلوم نبود که او چه کسی است؟ و از کجاست؟ به اتفاق تمام، قصد او بزرگ کردند و فترتی عظیم در میان یاران واقع شد.» (مناقب العارفین افلاکی: 88) و گفتند: «ساحر است این مگر به سحر و فسون/ کرد بر خویش شیخ را مفتون» این هیاهو ادامه داشت تا این که «به محروسه دمشق هجرت فرمودند. بعد از هجرت ایشان خداوندگار (مولانا) از تمامت اصحاب انقطاع و عزلت اختیار کرد». (رساله سپهسالار: 66)
مولانا از سرنوشت شمس بیخبر بود و از فراقش میسوخت؛ تا آن که نامهای از سوی شمس به دست مولوی رسید. او هم نامهای منظوم نوشت از او خواست به قونیه بازگردد. شمس بازگشت؛ اما باز بدخواهان آزار و اذیت را از سر گرفتند و گفتند: «عاشقی شد طریق و مذهبشان/ غیر عشق است پیششان هذیان/ کفر و اسلام نیست در رهشان/ شمش تبریز شد شهنشهشان» این چنین شد که شمس بار دیگر هجرت کرد و مولوی با سوز و اه سرود: «بگو روشن که شمس الدین تبریز / چو گفت: اَلشَّمسُ لا یخفی، کجا شد؟» بعد از آن، کسی مطلب روشنی درباره پایان کار شمس ننوشتهاست.
❖ پرسش اصلی این است که واقعاً شمس که بود؛ چرا به قونیه آمد و چه هدفی داشت؟
شاید از میان مقالات (سخنان) او که بجا مانده و احتمالاً «سلطان ولد» (پسر مولوی) از گفتههای او ثبت و ضبط کرده (مایل هروی: 39) بتوان گفت که حداقل به ادعای خودش، از طرف پیامبر (ص) مسئولیت داشته که عدهای از خواص مردم را هدایت کند!
هر کس، سخن از شیخ خود گوید. ما را رسول (علیه السلام) در خواب خرقه داد؛ نه آن خرقه که بعد از دو روز بدرد و ژنده شود و در تونها بدان استنجا کنند! بلکه خرقه صحبت؛ صحبتی که نه در فهم گنجد؛ صحبتی که آن را دی و امروز و فردا نیست.
مرا در این عالم با عوام هیچ کاری نیست! برای ایشان نیامدهام. این کسانی که رهنمای عالماناند به حق، انگشت بر رگ ایشان مینهم.
منابع
- 1. متینی، جلال (1361) مقدمه کتاب «مقالات شمس تبریزی»، ایران نامه، شماره 2
- 2. فروزانفر، بدیع الزمان (بیتا) شرح حال مولانا: مقدمه کلیات دیوان شمس، تهران: نشر راد
- 3. موحد محمد علی (1403) مقالات شمس تبریزی، تهران: خوارزمی
- 4. افلاکی، شمس الدین احمد (1403) مناقب العارفین، تهران: دوستان
- 5. سپهسالار، فریدون (1401) رساله سپهسالار در مناقب خداوندگار، تهران: کارنامه
- 6. مایل هروی، نجیب (1402) مقدمه کتاب «معارف سلطان ولد»، تهران: مولی