درک پایین دانشآموز نسبت به همسالان؛ علت چیست و چگونه درک و یادگیری کودک را تقویت کنیم؟
گاهی معلم در کلاس با دانشآموزی مواجه میشود که به نظر میرسد مطالب را دیرتر از همسالان خود متوجه میشود. ممکن است وقتی معلم یک سؤال را برای کل کلاس توضیح میدهد، بیشتر دانشآموزان پاسخ را متوجه شوند اما یک دانشآموز همچنان به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد. یا ممکن است کودک برای انجام تکالیف، یادگیری یک مفهوم جدید، دنبال کردن دستورهای چندمرحلهای یا پاسخ دادن به پرسشهای درسی، زمان بیشتری نسبت به همکلاسیهای خود نیاز داشته باشد.
در چنین شرایطی ممکن است والدین یا حتی معلم خیلی سریع به این نتیجه برسند که «درک این دانشآموز پایین است» یا حتی نگران شوند که کودک از نظر هوشی با همسالان خود تفاوت دارد. اما درک پایین لزوماً به معنای پایین بودن هوش یا توانایی ذهنی او نیست. توانایی یادگیری تحت تأثیر عوامل بسیار متنوعی قرار دارد؛ از توجه و تمرکز گرفته تا کیفیت خواب، اضطراب، شرایط خانوادگی، روش تدریس، انگیزه، مشکلات بینایی و شنوایی، مهارتهای زبانی، تجربههای قبلی کودک و حتی تناسب شیوه آموزش با نیازهای او.
از طرف دیگر، گاهی تفاوت مشاهدهشده میتواند ناشی از یک مشکل واقعی در یادگیری یا یکی از اختلالات یادگیری باشد که نیازمند ارزیابی تخصصی است. بنابراین، وقتی دانشآموز نسبت به همسالان خود دیرتر متوجه مطالب میشود، مهمترین سؤال این نیست که «چرا این بچه ضعیف است؟» بلکه باید پرسید چه عاملی باعث شده این دانشآموز نتواند توانایی واقعی خود را در یادگیری نشان دهد؟
در این مقاله بررسی میکنیم که علت درک پایین دانشآموز نسبت به همسالان چیست، چه نشانههایی باید جدی گرفته شوند، والدین و معلمان چه اشتباهاتی نباید انجام دهند و چگونه میتوان درک، تمرکز و یادگیری دانشآموز را تقویت کرد.
درک پایین دانشآموز دقیقاً یعنی چه؟
«درک پایین» یک تشخیص علمی مشخص نیست؛ بلکه در مدرسه یا خانه برای توصیف دانشآموزی استفاده میشود که در فهمیدن، پردازش کردن یا بهکارگیری مطالب، نسبت به همسالان خود کندتر عمل میکند. بنابراین بهتر است این عبارت را بهعنوان یک توصیف اولیه در نظر بگیریم، نه یک برچسب قطعی یا تشخیص تخصصی.
ممکن است دانشآموز برای فهمیدن یک دستور به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد، مطالب جدید را دیرتر یاد بگیرد، برای پاسخ دادن به سؤال زمان بیشتری بخواهد، درک متن خواندهشده برایش دشوار باشد، در حل مسئلههای چندمرحلهای مشکل داشته باشد یا مطالبی را که قبلاً یاد گرفته سریعتر فراموش کند. همچنین ممکن است هنگام انجام تکالیف زود خسته یا حواسپرت شود و در انتقال آموختههای خود به موقعیت جدید مشکل داشته باشد.
با این حال، وجود یکی از این موارد به تنهایی نشاندهنده مشکل جدی نیست. هر دانشآموز سرعت یادگیری متفاوتی دارد و مقایسه مستقیم کودکان با یکدیگر میتواند تصویر نادرستی از توانایی واقعی آنها ایجاد کند.
مثال
برای مثال، ممکن است یک دانشآموز برای فهمیدن یک دستور چندمرحلهای نیاز داشته باشد مراحل به ترتیب و جداگانه برایش توضیح داده شود؛ این موضوع بهتنهایی به معنای ضعف هوشی یا ناتوانی در یادگیری نیست.
آیا درک پایین دانشآموز به معنای کمهوشی است؟
- درست: سرعت یادگیری با هوش یکسان نیست.
- درست: دانشآموز ممکن است در یک حوزه بسیار توانمند و در حوزهای دیگر نیازمند تمرین بیشتری باشد.
- درست: اگر نگرانی درباره توانایی شناختی یا یادگیری کودک جدی و پایدار است، ارزیابی تخصصی میتواند تصویر دقیقتری ارائه دهد.
یکی از مهمترین نکاتی که والدین و معلمان باید بدانند این است که سرعت یادگیری با هوش یکسان نیست. دانشآموز ممکن است در یک حوزه بسیار توانمند و در حوزه دیگری نیازمند تمرین بیشتر باشد. بنابراین نباید تنها بر اساس نمرات درسی یا سرعت پاسخ دادن، درباره توانایی ذهنی کودک قضاوت کرد.
مثال
یک کودک ممکن است در حل مسائل ریاضی سریع باشد اما درک مطلب ضعیفتری داشته باشد. دانشآموز دیگری ممکن است در فعالیتهای عملی و هنری عملکرد بسیار خوبی داشته باشد اما در یادگیری مطالب حفظی کندتر باشد.
مهمترین علل درک پایین دانشآموز نسبت به همسالان
۱. ضعف توجه و تمرکز
یکی از دلایل بسیار رایج عملکرد ضعیف دانشآموز، مشکل در حفظ توجه است. گاهی کودک مطلب را میفهمد اما هنگام توضیح معلم، بخشی از اطلاعات را دریافت نمیکند. در نتیجه زمانی که باید به سؤال پاسخ دهد، به نظر میرسد که متوجه نشده است. در این وضعیت، مشکل اصلی لزوماً «درک پایین» نیست؛ بلکه اطلاعات کامل دریافت نشده است.
مثال
معلم میگوید: «کتاب فارسی را باز کنید، صفحه ۴۲ را بخوانید و بعد به سؤالهای پایین صفحه پاسخ دهید.» دانشآموزی که توجه کافی ندارد ممکن است فقط بخش اول دستور را بشنود. در نتیجه، هنگام انجام فعالیت به توضیح دوباره نیاز پیدا میکند.
۲. ضعف مهارتهای زبانی
درک کودک تا حد زیادی به توانایی او در فهم زبان وابسته است. اگر دانشآموز در فهم واژهها، جملههای پیچیده، مفهوم سؤال یا ارتباط بین کلمات مشکل داشته باشد، ممکن است در بسیاری از درسها عملکرد ضعیفتری نشان دهد. این موضوع بهخصوص در درسهایی که متن و توضیح زبانی بیشتری دارند، آشکارتر میشود. بنابراین وقتی دانشآموز سؤال را نمیفهمد، قبل از اینکه بگوییم «درکش پایین است»، باید بررسی کنیم آیا خود سؤال و زبان استفادهشده را بهخوبی متوجه میشود یا خیر.
از آخرین مقاله های سلام بخوانید
۳. مشکلات یادگیری
برخی دانشآموزان ممکن است دارای مشکلات یا اختلالات یادگیری باشند. این مشکلات میتوانند در حوزههایی مانند خواندن، نوشتن، ریاضی و درک مطلب بروز کنند. برای مثال، دانشآموزی که در خواندن مشکل دارد، ممکن است هنگام پاسخ دادن به سؤالهای علوم یا مطالعات اجتماعی نیز ضعیف عمل کند؛ زیرا ابتدا باید متن سؤال را بخواند و بفهمد. در چنین شرایطی، برچسب زدن کودک به عنوان «کمهوش» نه تنها اشتباه است، بلکه میتواند اعتمادبهنفس او را نیز کاهش دهد.
۴. اضطراب و فشار روانی
اضطراب میتواند عملکرد شناختی دانشآموز را تحت تأثیر قرار دهد. کودکی که دائماً نگران نمره، واکنش معلم، مقایسه با دوستان یا واکنش والدین است، ممکن است در کلاس نتواند تمام ظرفیت توجه و حافظه خود را به کار بگیرد. گاهی کودک در خانه یک مسئله را بهدرستی حل میکند، اما در امتحان یا هنگام پاسخ دادن جلوی کلاس نمیتواند آن را انجام دهد. در چنین شرایطی باید احتمال نقش اضطراب را نیز بررسی کرد.
۵. خواب ناکافی
کودکی که خواب کافی و باکیفیت ندارد، ممکن است در طول روز خسته باشد، تمرکز کمتری داشته باشد، تحریکپذیر شود، مطالب را دیرتر پردازش کند و تکالیف را با سرعت پایینتری انجام دهد. بنابراین یکی از اولین مواردی که در بررسی کاهش عملکرد تحصیلی دانشآموز باید مورد توجه قرار گیرد، کیفیت خواب است.
۶. روش تدریس نامتناسب با نیاز دانشآموز
گاهی مشکل از دانشآموز نیست؛ بلکه روش آموزش برای او مناسب نیست. اگر معلم تمام مطالب را فقط به شکل شفاهی توضیح دهد، ممکن است برخی دانشآموزان نتوانند ارتباط خوبی با محتوای آموزشی برقرار کنند. استفاده از مثال، تصویر، فعالیت عملی، پرسش و پاسخ، تجربه و تمرین میتواند به بسیاری از دانشآموزان کمک کند. البته این موضوع به معنای آن نیست که هر کودک فقط یک «سبک یادگیری ثابت» دارد؛ بلکه تنوع در روش تدریس میتواند فرصتهای بیشتری برای پردازش و یادگیری ایجاد کند.
مثال
اگر معلم تمام مطالب را فقط شفاهی توضیح دهد، ممکن است دانشآموزی که با مثال، تصویر یا فعالیت عملی ارتباط بهتری برقرار میکند، برای فهمیدن همان مفهوم به فرصت و شیوه توضیح متفاوتی نیاز داشته باشد.
۷. تفاوت در سرعت رشد و یادگیری
همه کودکان با سرعت یکسان رشد نمیکنند. ممکن است دو دانشآموز همسن در یک مهارت تفاوت قابل توجهی داشته باشند و این تفاوت همیشه نشانه اختلال نیست. مهم این است که به جای تمرکز صرف بر مقایسه با یک همکلاسی، روند پیشرفت خود کودک نیز بررسی شود. اگر کودک در طول زمان پیشرفت میکند، هرچند با سرعت متفاوت، این موضوع با حالتی که مهارت او برای مدت طولانی بدون پیشرفت باقی مانده، یکسان نیست.
۸. مشکلات بینایی یا شنوایی
گاهی دانشآموز در کلاس بهخوبی نمیبیند یا نمیشنود و همین موضوع باعث میشود بخشی از آموزش را از دست بدهد. کودکی که نوشتههای تخته را نمیبیند یا توضیحات معلم را بهخوبی نمیشنود، ممکن است در یادگیری مطالب جدید مشکل پیدا کند. بنابراین در بررسی افت تحصیلی یا درک پایین دانشآموز، وضعیت بینایی و شنوایی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
۹. کمبود انگیزه یا ارتباط نداشتن با موضوع درس
گاهی دانشآموز در یک درس عملکرد بسیار ضعیفی دارد اما در حوزهای که به آن علاقهمند است، توانایی خوبی نشان میدهد. این مسئله میتواند نشان دهد که انگیزه، علاقه و ارتباط دانشآموز با محتوای آموزشی بر عملکرد او تأثیر دارد. البته نباید تمام مشکلات یادگیری را با جمله «بچه انگیزه ندارد» توضیح داد؛ اما انگیزه یکی از عوامل مهمی است که باید بررسی شود.
از کجا بفهمیم مشکل دانشآموز جدی است؟
وجود یک یا دو نشانه به معنای وجود اختلال نیست. اما اگر مشکلات به شکل پایدار، قابل توجه و در چند موقعیت مختلف دیده شوند، بهتر است موضوع جدیتر بررسی شود. نشانههای قابل توجه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که با آموزش و تمرین مناسب همچنان ادامه داشته باشند یا بر عملکرد تحصیلی و اعتمادبهنفس کودک اثر محسوسی بگذارند.
- دانشآموز با وجود آموزش و تمرین مناسب، پیشرفت بسیار کمی دارد.
- فاصله عملکرد او با سطح مورد انتظار پایه تحصیلی زیاد است.
- مشکلات یادگیری در مدرسه و خانه نیز مشاهده میشود.
- کودک در چند حوزه تحصیلی با مشکل مواجه است.
- مشکل برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده است.
- کودک برای انجام فعالیتهای متناسب با سن خود به کمک بسیار زیادی نیاز دارد.
- دانشآموز از انجام تکالیف بهشدت اجتناب میکند.
- اعتمادبهنفس تحصیلی او به شکل محسوسی کاهش یافته است.
در چنین شرایطی بهتر است به جای افزایش فشار، از متخصص مربوطه کمک گرفته شود.
چگونه درک و یادگیری دانشآموز را تقویت کنیم؟
۱. مطالب را به بخشهای کوچک تقسیم کنید
وقتی یک موضوع پیچیده را یکباره به دانشآموز ارائه میکنیم، پردازش آن دشوارتر میشود. بهتر است مطالب به قسمتهای کوچکتر تقسیم شوند تا کودک بتواند هر مرحله را بفهمد، تمرین کند و سپس به مرحله بعد برود. این کار بهویژه زمانی مفید است که دانشآموز در دنبال کردن دستورهای طولانی یا چندمرحلهای مشکل دارد.
مثال
به جای اینکه بگوییم: «این فصل را بخوان و تمام سؤالهایش را حل کن»، میتوان گفت: «اول این قسمت را بخوانیم، بعد با هم سه سؤال اول را بررسی کنیم.» این کار بار شناختی فعالیت را کاهش میدهد.
۲. از دانشآموز بخواهید مطلب را با زبان خودش توضیح دهد
یکی از بهترین روشها برای بررسی میزان درک دانشآموز، درخواست توضیح با زبان خودش است. به جای اینکه فقط بپرسیم «فهمیدی؟»، بهتر است از کودک بخواهیم توضیح دهد اگر بخواهد این مطلب را برای دوستش توضیح بدهد، چه میگوید. پاسخ کودک اطلاعات بسیار بیشتری درباره میزان درک او به ما میدهد.
مثال
به جای اینکه فقط بپرسیم «فهمیدی؟»، بهتر است بگوییم: «اگر بخواهی این مطلب را برای دوستت توضیح بدهی، چه میگویی؟»
۳. از مثالهای عینی استفاده کنید
کودکان، بهخصوص در سنین پایینتر، بسیاری از مفاهیم را با مثالهای واقعی بهتر درک میکنند. اگر میخواهیم یک مفهوم ریاضی را آموزش دهیم، میتوانیم از اشیا استفاده کنیم و اگر یک مفهوم اجتماعی را آموزش میدهیم، میتوانیم موقعیتی واقعی را مثال بزنیم. هرچه آموزش به تجربه کودک نزدیکتر باشد، احتمال درک و ارتباط دادن مفهوم بیشتر میشود.
۴. سؤالهای چندمرحلهای را سادهتر کنید
اگر دانشآموز در دنبال کردن دستورهای چندمرحلهای مشکل دارد، ابتدا هر مرحله را جداگانه ارائه کنید. پس از تقویت مهارت، میتوان دستورها را بهتدریج پیچیدهتر کرد.
مثال
مرحله اول: «کتابت را باز کن». سپس: «صفحه ۳۰ را پیدا کن». و بعد: «سؤال اول را بخوان». پس از تقویت مهارت، دستورها را میتوان بهتدریج پیچیدهتر کرد.
۵. به دانشآموز زمان پردازش بدهید
برخی کودکان برای پاسخ دادن به سؤال به زمان بیشتری نیاز دارند. وقتی معلم بلافاصله پس از پرسیدن سؤال، دانشآموز را تحت فشار قرار میدهد، ممکن است کودک حتی پاسخ درست خود را نیز نتواند ارائه کند. چند ثانیه فرصت بیشتر برای فکر کردن میتواند تفاوت قابل توجهی ایجاد کند.
۶. کودک را با همکلاسیهایش مقایسه نکنید
جملههایی مانند «ببین دوستت چقدر زود فهمید»، «همه فهمیدن جز تو» و «چرا مثل فلانی نیستی؟» ممکن است در کوتاهمدت کودک را وادار به تلاش کنند، اما در بلندمدت میتوانند اعتمادبهنفس او را کاهش دهند. بهتر است عملکرد امروز کودک را با عملکرد قبلی خودش مقایسه کنیم.
درست و غلط
غلط: «ببین دوستت چقدر زود فهمید.»
غلط: «همه فهمیدن جز تو.»
غلط: «چرا مثل فلانی نیستی؟»
درست: عملکرد امروز کودک را با عملکرد قبلی خودش مقایسه کنیم و پیشرفت واقعی او را ببینیم.
۷. پیشرفتهای کوچک را ببینید
اگر دانشآموزی قبلاً نمیتوانسته یک متن کوتاه را بفهمد و اکنون میتواند بخش زیادی از آن را توضیح دهد، این پیشرفت باید دیده شود. تقویت تلاش و پیشرفت، به کودک پیام میدهد که توانایی رشد دارد.
۸. از برچسب «کمهوش» استفاده نکنید
این یکی از مهمترین اصول برخورد با دانشآموزی است که نسبت به همسالان خود کندتر یاد میگیرد. برچسبهایی مانند «کمهوش»، «تنبل»، «کندذهن»، «بیاستعداد» و «حواسپرت» نه تنها مشکل را حل نمیکنند، بلکه میتوانند تبدیل به بخشی از تصویر ذهنی کودک درباره خودش شوند. کودکی که بارها میشنود «تو نمیفهمی»، ممکن است بهتدریج باور کند که واقعاً توانایی یادگیری ندارد.
درست و غلط
- درست: علت مشکل را بررسی کنیم و به کودک فرصت تمرین و پیشرفت بدهیم.
- درست: تلاش و پیشرفت واقعی کودک را ببینیم و درباره آن بازخورد مشخص بدهیم.
- غلط: کودک را با برچسبهایی مانند «کمهوش»، «تنبل»، «کندذهن» یا «بیاستعداد» معرفی کنیم.
- غلط: یک یا چند عملکرد ضعیف را بهعنوان نشانه قطعی ناتوانی ذهنی در نظر بگیریم.
- غلط: کودک را کمهوش یا ناتوان معرفی کنیم.
- غلط: به دلیل سرعت یادگیری پایینتر، ارزش یا توانایی کلی کودک را زیر سؤال ببریم.
نقش والدین در تقویت درک دانشآموز
والدین بهتر است به جای تبدیل خانه به کلاس درس دوم، محیطی ایجاد کنند که در آن کودک فرصت تجربه، سؤال پرسیدن و فکر کردن داشته باشد. هدف این نیست که والدین دائماً کودک را امتحان کنند؛ بلکه باید فرصتهای طبیعی برای فکر کردن و توضیح دادن ایجاد کنند.
- با کودک درباره اتفاقات روزانه صحبت کنند.
- از او بخواهند اتفاقات را با ترتیب زمانی تعریف کند.
- کتاب مناسب سن او بخوانند.
- درباره داستان سؤال بپرسند.
- بازیهای فکری متناسب با سن انجام دهند.
- از کودک بخواهند دلیل انتخاب خود را توضیح دهد.
- در انجام تکالیف بیش از حد مداخله نکنند.
- پیشرفت او را تشویق کنند.
مهم این است که این فعالیتها به شکل طبیعی و بدون ایجاد فشار انجام شوند تا کودک بتواند در فضایی امن، فکر کردن، توضیح دادن و حل مسئله را تمرین کند.
نقش معلم در حمایت از دانشآموزی که دیرتر یاد میگیرد
معلم میتواند با چند تغییر ساده، فرصت یادگیری بیشتری برای این دانشآموز فراهم کند. این تغییرات به معنای کاهش سطح انتظار آموزشی نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن مسیر مناسبتر برای رسیدن دانشآموز به هدف آموزشی است.
- دستورها را واضح و مرحلهای بیان کند.
- مطمئن شود دانشآموز سؤال را فهمیده است.
- از مثالهای متنوع استفاده کند.
- فرصت پاسخگویی کافی بدهد.
- از تحقیر و مقایسه جلوگیری کند.
- نقاط قوت دانشآموز را شناسایی کند.
- روند پیشرفت او را ثبت کند.
- در صورت تداوم مشکل، با والدین و متخصص مدرسه همکاری کند.
چه کارهایی نباید انجام دهیم؟
در مواجهه با دانشآموزی که درک پایینتری نسبت به همسالان دارد، برخی واکنشها میتوانند شرایط را بدتر کنند. هدف از این بخش این است که رفتارهایی را که ممکن است فشار روانی یا آموزشی بیشتری ایجاد کنند، بشناسیم و از آنها دوری کنیم.
رفتارهای نادرست
- دانشآموز را جلوی کلاس تحقیر کنیم.
- او را با دانشآموزان دیگر مقایسه کنیم.
- بدون ارزیابی علمی او را کمهوش بدانیم.
- تمام مشکل را به تنبلی نسبت دهیم.
- او را مجبور کنیم ساعتهای طولانی بدون استراحت درس بخواند.
- به جای کودک تمام تکالیف را انجام دهیم.
- با هر افت نمره، فشار و تنبیه را بیشتر کنیم.
- مشکل پایدار را نادیده بگیریم.
رفتارهای درست
- علت احتمالی مشکل را بررسی کنیم و فقط به ظاهر عملکرد کودک اکتفا نکنیم.
- به دانشآموز فرصت پردازش، پاسخگویی و تمرین بدهیم.
- پیشرفت کودک را نسبت به عملکرد قبلی خودش بسنجیم.
- در صورت تداوم مشکل، از والدین، معلم و متخصص مربوطه برای بررسی دقیقتر کمک بگیریم.
چه زمانی باید دانشآموز را برای ارزیابی تخصصی ارجاع داد؟
اگر با وجود آموزش مناسب، تمرین کافی و حمایت مدرسه و خانواده، مشکل یادگیری همچنان پایدار و قابل توجه باشد، ارزیابی تخصصی میتواند کمککننده باشد. هدف از ارزیابی، پیدا کردن برچسب برای کودک نیست؛ بلکه شناخت دقیق علت مشکل و پیدا کردن مسیر مناسب برای مداخله است.
بسته به نوع مشکل، ممکن است ارزیابی توسط متخصصانی مانند روانشناس کودک و نوجوان، روانشناس متخصص در حوزه یادگیری، متخصص اختلالات یادگیری، گفتاردرمانگر در صورت وجود مشکلات زبانی، متخصص مربوط به بینایی یا شنوایی یا پزشک متخصص، در صورت نیاز، انجام شود.
یک نکته مهم برای والدین و معلمان
اگر دانشآموز نسبت به همسالان خود دیرتر یاد میگیرد، اولین واکنش نباید نگرانی شدید یا مقایسه باشد. بهتر است پیش از نتیجهگیری درباره علت، چند سؤال اساسی مطرح شود تا مشخص شود مشکل تا چه اندازه پایدار و گسترده است و آیا با تغییر شیوه آموزش، پیشرفتی ایجاد میشود یا خیر.
چهار سؤال مهم
- آیا این مشکل در طول زمان پایدار است؟
- آیا در همه درسها دیده میشود یا فقط یک حوزه خاص؟
- آیا کودک وقتی آموزش متفاوتی دریافت میکند، پیشرفت میکند؟
- آیا مشکل در محیطهای مختلف مانند خانه و مدرسه نیز مشاهده میشود؟
پاسخ به این سؤالها میتواند به تشخیص اولیه مسیر کمک کند، اما جایگزین ارزیابی تخصصی نیست؛ بهخصوص زمانی که مشکل پایدار، قابل توجه یا گسترده باشد.
جمعبندی
درک پایین دانشآموز نسبت به همسالان میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و نباید بلافاصله به کمهوشی یا بیاستعدادی نسبت داده شود. توجه و تمرکز، مشکلات یادگیری، مهارتهای زبانی، اضطراب، خواب، مشکلات بینایی و شنوایی، روش آموزش، انگیزه و تفاوتهای فردی، همگی میتوانند بر عملکرد تحصیلی دانشآموز اثر بگذارند.
مهمترین اقدام والدین و معلمان این است که به جای برچسب زدن، علت را پیدا کنند. دانشآموزی که برای فهمیدن یک مطلب به زمان بیشتری نیاز دارد، لزوماً دانشآموز ضعیفی نیست. ممکن است فقط به روش آموزش متفاوت، فرصت پردازش بیشتر، تمرین هدفمند یا حمایت تخصصی نیاز داشته باشد.
مدرسه نیز باید محیطی ایجاد کند که در آن تفاوتهای فردی دانشآموزان پذیرفته شود و هیچ کودکی به دلیل سرعت یادگیری خود احساس شرم یا بیارزشی نکند. در نهایت، هدف آموزش این نیست که همه دانشآموزان دقیقاً با یک سرعت یاد بگیرند؛ هدف این است که هر دانشآموز بتواند با توجه به ظرفیت و نیازهای خود، فرصت رشد و پیشرفت داشته باشد.
یک پاسخ