چرا کودک من از اشتباه کردن میترسد؟
اشتباه کردن یکی از طبیعیترین بخشهای دوران کودکی است. کودک از زمانی که شروع به راه رفتن، حرف زدن و بازی کردن میکند، با آزمون و خطا یاد میگیرد. ممکن است هنگام بستن بند کفش اشتباه کند، در نقاشی از خط بیرون بزند، پاسخ یک سؤال را اشتباه بگوید یا در یک بازی شکست بخورد. همه این تجربهها بخشی از فرایند رشد و یادگیری هستند.
با این حال، بعضی کودکان نسبت به اشتباه کردن حساسیت زیادی دارند. آنها ممکن است قبل از شروع یک فعالیت چندین بار بگویند «من بلد نیستم»، از انجام کار جدید خودداری کنند یا وقتی اشتباه کوچکی مرتکب میشوند، بهشدت ناراحت شوند.
گاهی کودک ترجیح میدهد اصلاً کاری را امتحان نکند تا اینکه احتمال شکست وجود داشته باشد. ممکن است تکالیفش را بارها پاک کند، از جواب دادن در کلاس بترسد، هنگام بازی زود کنار بکشد یا حتی بعد از یک اشتباه کوچک بگوید:
«من هیچ کاری رو درست انجام نمیدم.»
این رفتار میتواند بهمرور فرصت تجربه، یادگیری و تقویت اعتمادبهنفس را از کودک بگیرد. بنابراین مهم است والدین بدانند چرا کودک از اشتباه کردن میترسد و چگونه باید با این ترس برخورد کنند.
ترس از اشتباه کردن در کودکان یعنی چه؟
ترس از اشتباه کردن زمانی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد که کودک بهجای اینکه اشتباه را بخشی طبیعی از یادگیری بداند، آن را اتفاقی بسیار منفی و ترسناک تلقی کند.
ممکن است کودک:
از انجام فعالیتهای جدید خودداری کند.
برای شروع تکالیف یا فعالیتها اضطراب داشته باشد.
دائماً از والدین بپرسد «درسته؟»
برای انجام یک کار ساده، چندین بار تأیید بگیرد.
اگر اشتباه کند گریه کند یا عصبانی شود.
کار خود را بارها پاک و دوباره انجام دهد.
در مسابقهها و بازیها فقط به برنده شدن فکر کند.
از جواب دادن در کلاس بترسد.
به دلیل ترس از شکست، فعالیت مورد علاقهاش را رها کند.
بعد از یک اشتباه خودش را سرزنش کند.
البته مشاهده یکی از این رفتارها بهتنهایی به معنای وجود یک مشکل جدی نیست. کودکان گاهی به دلیل خستگی، شرایط جدید یا تجربه یک شکست خاص چنین واکنشهایی نشان میدهند.
آنچه اهمیت دارد، شدت، تکرار و تأثیر این ترس بر زندگی روزمره کودک است.
چرا کودک از اشتباه کردن میترسد؟
ترس از اشتباه معمولاً یک علت مشخص ندارد. شرایط خانوادگی، ویژگیهای شخصیتی کودک، تجربههای مدرسه و نحوه واکنش بزرگسالان میتوانند در شکلگیری آن نقش داشته باشند.
۱. ترس از ناراحت کردن والدین
یکی از مهمترین دلایلی که ممکن است کودک از اشتباه کردن بترسد، نگرانی از واکنش والدین باشد.
کودک به واکنشهای والدین بسیار توجه میکند. اگر بارها بعد از اشتباه با عصبانیت، سرزنش یا واکنش شدید روبهرو شده باشد، ممکن است بهتدریج به این نتیجه برسد که:
«اشتباه کردن خطرناکه.»
برای مثال، فرض کنید کودک مشق خود را اشتباه نوشته است. اگر واکنش والد این باشد:
«چند بار باید بهت بگم دقت کن؟»
کودک ممکن است به جای تمرکز روی یادگیری، بیشتر نگران واکنش والد شود.
اما اگر والد بگوید:
«اینجا اشتباه شده. بیا ببینیم چرا و دوباره امتحانش کنیم.»
کودک پیام متفاوتی دریافت میکند:
«اشتباه کردم، اما میتوانم آن را اصلاح کنم.»
این تفاوت در واکنش والدین بسیار مهم است.
۲. کمالگرایی در کودک
برخی کودکان از همان سالهای ابتدایی زندگی تمایل زیادی دارند کارها را به بهترین شکل ممکن انجام دهند.
کمالگرایی زمانی میتواند مشکلساز شود که کودک تصور کند فقط نتیجه کامل ارزشمند است.
مثلاً کودک نقاشی میکشد و چون یک خط اشتباه کشیده، کل نقاشی را پاره میکند.
یا هنگام نوشتن تکلیف، اگر یک حرف را اشتباه بنویسد، تمام صفحه را پاک میکند.
در چنین شرایطی ممکن است کودک بیشتر از خود فعالیت، نگران نتیجه باشد.
او ممکن است فکر کند:
«اگر نتونم عالی انجامش بدم، پس بهتره اصلاً انجامش ندم.»
این طرز فکر میتواند باعث شود کودک فرصت تمرین و تجربه کردن را از دست بدهد.
۳. مقایسه شدن با دیگران
کودکان بهطور طبیعی خودشان را با دیگران مقایسه میکنند، اما مقایسه مداوم از سوی بزرگسالان میتواند این موضوع را شدیدتر کند.
جملههایی مثل:
«ببین دوستت چقدر تمیز مینویسه.»
«خواهرت در این سن خیلی بهتر از تو بود.»
«چرا تو نمیتونی مثل بقیه بچهها باشی؟»
ممکن است باعث شوند کودک تصور کند ارزش او به میزان موفقیتش وابسته است.
در این شرایط، اشتباه کردن برای کودک فقط یک اشتباه ساده نیست؛ بلکه ممکن است آن را نشانهای از «کمتر خوب بودن» خود بداند.
بهتر است به جای مقایسه کودک با دیگران، پیشرفت او نسبت به گذشته خودش را ببینیم.
مثلاً:
«این دفعه نسبت به دفعه قبل حروف رو مرتبتر نوشتی.»
یا:
«امروز خودت تونست
ی این قسمت سخت رو حل کنی.»
۴. تجربه تمسخر یا خجالت در جمع
گاهی ترس کودک از اشتباه کردن از یک تجربه ناخوشایند در مدرسه یا جمع دوستان شکل میگیرد.
برای مثال، کودک ممکن است پاسخ سؤالی را اشتباه گفته و دیگران به او خندیده باشند.
اگر این اتفاق برای کودک بسیار ناراحتکننده بوده باشد، ممکن است دفعه بعد از پاسخ دادن در کلاس خودداری کند.
ممکن است حتی جواب سؤال را بداند، اما دستش را بالا نبرد؛ چون ترس او از اشتباه کردن در مقابل دیگران بیشتر از علاقهاش به مشارکت است.
در چنین شرایطی، والدین باید تلاش کنند بفهمند آیا اتفاق خاصی باعث ایجاد این ترس شده است یا نه.
۵. فشار زیاد برای موفقیت
گاهی والدین با نیت مثبت و برای آینده بهتر کودک، فشار زیادی برای موفقیت ایجاد میکنند.
تأکید مداوم بر نمره، رتبه، مسابقه یا عملکرد عالی ممکن است باعث شود کودک تصور کند تنها زمانی مورد تحسین قرار میگیرد که موفق باشد.
برای مثال اگر بعد از هر امتحان فقط این سؤال مطرح شود:
«چند گرفتی؟»
کودک ممکن است بیشتر روی نتیجه تمرکز کند تا فرایند یادگیری.
بهتر است در کنار توجه به نتیجه، درباره مسیر نیز صحبت کنیم:
«امتحان چطور بود؟ کدوم قسمت برات سختتر بود؟»
این نوع گفتوگو به کودک کمک میکند تجربه خود را فقط با یک عدد ارزیابی نکند.
۶. ترس از ناامید کردن دیگران
گاهی کودک نه از خود اشتباه، بلکه از ناامید کردن والدین، معلم یا افراد مهم زندگیاش میترسد.
ممکن است کودک احساس کند والدین انتظار دارند همیشه بهترین باشد.
مثلاً کودکی که معمولاً نمرات خوبی میگیرد، ممکن است از گرفتن یک نمره پایین بسیار مضطرب شود؛ زیرا فکر میکند والدین از او ناامید خواهند شد.
در این شرایط، مهم است کودک بداند:
محبت والدین وابسته به عملکرد او نیست.
کودک باید احساس کند حتی اگر اشتباه کند یا شکست بخورد، همچنان ارزشمند و دوستداشتنی است.
۷. تجربههای قبلی شکست
گاهی یک تجربه ناموفق میتواند ترس از تجربه دوباره را ایجاد کند.
مثلاً کودکی در یادگیری دوچرخهسواری زمین خورده است. ممکن است دفعه بعد بگوید:
«دیگه سوار نمیشم.»
یا کودک در یک مسابقه شکست خورده و بعد از آن دیگر حاضر نیست در مسابقات شرکت کند.
در این شرایط، نباید کودک را مسخره یا مجبور کرد فوراً دوباره همان کار را انجام دهد.
بهتر است تجربه را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنیم.
مثلاً:
«لازم نیست امروز کامل دوچرخهسواری کنی. فقط بیا چند دقیقه تمرین کنیم.»
این روش میتواند ترس را بهتدریج کاهش دهد.
ترس از اشتباه چه تأثیری بر کودک دارد؟
اگر ترس از اشتباه شدید و مداوم باشد، ممکن است روی بخشهای مختلف زندگی کودک اثر بگذارد.
کاهش اعتمادبهنفس
کودکی که دائماً نگران اشتباه کردن است ممکن است به تواناییهای خودش اعتماد کمتری داشته باشد.
او به جای اینکه بگوید:
«امتحانش میکنم.»
ممکن است بگوید:
«من نمیتونم.»
اجتناب از تجربههای جدید
ترس از شکست میتواند کودک را از انجام فعالیتهای تازه دور کند.
کودک ممکن است در کلاس جدید ثبتنام نکند، در بازی گروهی شرکت نکند یا از امتحان کردن یک مهارت جدید خودداری کند.
در حالی که یادگیری بسیاری از مهارتها بدون آزمون و خطا امکانپذیر نیست.
اضطراب هنگام انجام تکالیف
کودکی که میترسد اشتباه کند ممکن است برای انجام تکالیف زمان زیادی صرف کند، دائماً از والدین تأیید بگیرد یا هر اشتباه کوچک را بسیار بزرگ تلقی کند.
کاهش خلاقیت
کودک برای خلاق بودن باید بتواند ایدههای مختلف را امتحان کند. اگر از ابتدا نگران «درست یا غلط بودن» باشد، ممکن است کمتر تجربه و کشف کند.
والدین چه پیامی باید به کودک بدهند؟
یکی از مهمترین پیامهایی که کودک باید از والدین دریافت کند این است:
یک پیام مهم
«لازم نیست همیشه درست انجامش بدی؛ میتونی امتحان کنی، اشتباه کنی و دوباره یاد بگیری.»
این پیام باید فقط در قالب حرف نباشد. رفتار والدین هنگام مواجهه با اشتباه کودک نیز باید همین مفهوم را نشان دهد.
وقتی کودک اشتباه میکند، به جای تمرکز روی سرزنش، میتوان پرسید:
«فکر میکنی چی شد؟»
«دوست داری دوباره امتحانش کنی؟»
«چه کاری میتونیم انجام بدیم که دفعه بعد راحتتر بشه؟»
این نوع برخورد به کودک کمک میکند اشتباه را از یک اتفاق ترسناک به یک فرصت برای یادگیری تبدیل کند.
ادامه مقاله در بخش دوم: در بخش بعدی، راهکارهای کاملاً عملی برای والدین را بررسی میکنیم؛ از جمله چه جملاتی هنگام اشتباه کودک بگوییم، چگونه کمالگرایی را کاهش دهیم، چطور اعتمادبهنفس کودک را تقویت کنیم و چگونه به او یاد بدهیم از شکست نترسد.
چگونه به کودک کمک کنیم از اشتباه کردن نترسد؟
وقتی متوجه میشویم کودک از اشتباه کردن میترسد، مهمترین کار این نیست که به او بگوییم «نترس!»؛ بلکه باید شرایطی ایجاد کنیم که کودک اشتباه کردن را تجربهای طبیعی و قابل مدیریت بداند. والدین میتوانند با تغییر شیوه صحبت کردن و واکنش نشان دادن، بهتدریج نگاه کودک را نسبت به شکست تغییر دهند.
۱. هنگام اشتباه کودک آرام بمانید
اولین واکنش والدین اهمیت زیادی دارد. اگر کودک بعد از هر اشتباه با عصبانیت یا سرزنش روبهرو شود، احتمالاً دفعه بعد بیشتر از اشتباه کردن میترسد.
به جای:
❌ «باز اشتباه کردی!»
بگویید:
✅ «اشتباه پیش میاد، بیا با هم ببینیم کجاش نیاز به اصلاح داره.»
این جمله به کودک نشان میدهد که اشتباه، اتفاقی قابل حل است.
۲. تلاش کودک را تحسین کنید، نه فقط نتیجه را
اگر کودک فقط زمانی مورد تشویق قرار بگیرد که بهترین نتیجه را به دست آورده باشد، ممکن است بهتدریج تصور کند ارزش او به موفقیت وابسته است.
بهتر است تلاش، پشتکار و پیشرفت او را نیز ببینید.
مثلاً به جای:
«چه نقاشی بینقصی کشیدی!»
بگویید:
«دیدم برای این نقاشی چند بار تلاش کردی تا چیزی که میخواستی درست بشه.»
یا:
«قسمت اولش برات سخت بود، ولی دوباره امتحان کردی.»
این نوع تشویق به کودک کمک میکند از فرایند یادگیری لذت ببرد.
۳. از عبارت «اشتباه کردن بخشی از یادگیری است» استفاده کنید
کودک باید بهتدریج متوجه شود که بسیاری از مهارتها بدون اشتباه کردن یاد گرفته نمیشوند.
میتوانید هنگام انجام فعالیتهای روزمره بگویید:
«اولین بار که انجامش میدیم ممکنه اشتباه کنیم.»
«اشتباه کردن یعنی داریم چیز جدیدی یاد میگیریم.»
«مهم اینه که ببینیم از این اشتباه چی میتونیم یاد بگیریم.»
این جملات وقتی مؤثرتر هستند که والدین در عمل نیز همین نگرش را نشان دهند.
۴. خودتان درباره اشتباههایتان صحبت کنید
والدین برای کودک الگو هستند. اگر کودک ببیند پدر یا مادر هنگام اشتباه کردن خودش را سرزنش نمیکند، میتواند نگرش سالمتری نسبت به اشتباه پیدا کند.
مثلاً اگر غذایی را اشتباه آماده کردهاید، میتوانید بگویید:
«این بار مقدارش رو اشتباه کردم، دفعه بعد کمتر میریزم.»
یا اگر وسیلهای را اشتباه نصب کردهاید:
«فکر کنم این قسمت رو اشتباه وصل کردم. دوباره نگاه میکنم.»
به این ترتیب کودک میبیند که بزرگسالان هم اشتباه میکنند و میتوانند اشتباه خود را اصلاح کنند.
۵. کودک را با دیگران مقایسه نکنید
مقایسه کردن ممکن است ترس از شکست را بیشتر کند.
به جای:
«ببین دوستت چقدر سریعتر از تو یاد گرفت.»
بگویید:
«ببین نسبت به هفته قبل چقدر بهتر شدی.»
هدف این است که کودک متوجه پیشرفت خودش شود.
هر کودک سرعت یادگیری متفاوتی دارد و مقایسه مداوم میتواند باعث شود کودک به جای لذت بردن از یادگیری، دائماً نگران عملکرد خود باشد.
۶. از کودک انتظار بینقص بودن نداشته باشید
گاهی حتی بدون اینکه والدین مستقیماً بگویند «باید بهترین باشی»، کودک از رفتار و انتظارات آنها چنین برداشتی پیدا میکند.
اگر کودک همیشه با نمره بالا تشویق شود اما هنگام شکست واکنش منفی ببیند، ممکن است تصور کند:
«برای اینکه دوستداشتنی باشم، باید موفق باشم.»
به همین دلیل بهتر است کودک بداند محبت و توجه والدین به نتیجه امتحان، مسابقه یا عملکرد او وابسته نیست.
میتوان گفت:
«من ازت انتظار ندارم همیشه بهترین باشی. مهمه که تلاش کنی و از چیزهایی که یاد میگیری استفاده کنی.»
۷. اجازه دهید گاهی شکستهای کوچک را تجربه کند
والدین گاهی از روی محبت میخواهند تمام مشکلات کودک را حل کنند. اما اگر همیشه قبل از اینکه کودک با مشکل روبهرو شود، والدین وارد عمل شوند، فرصت یادگیری از اشتباه کاهش پیدا میکند.
برای مثال اگر کودک در ساختن یک پازل مشکل دارد، لازم نیست بلافاصله قطعه درست را در جای آن قرار دهید.
میتوانید بپرسید:
«فکر میکنی این قطعه کجا قرار میگیره؟»
یا:
«چه راه دیگهای میتونیم امتحان کنیم؟»
اجازه دهید کودک کمی تلاش کند، اشتباه کند و خودش راهحل پیدا کند.
۸. اشتباه را از شخصیت کودک جدا کنید
یکی از نکات مهم این است که بین «من اشتباه کردم» و «من آدم ناتوانی هستم» تفاوت وجود دارد.
اگر کودک در انجام کاری شکست خورد، بهتر است نگوییم:
❌ «تو اصلاً دقت نمیکنی.»
بلکه بگوییم:
✅ «این قسمت رو اشتباه انجام دادی؛ بیا دوباره امتحان کنیم.»
در جمله دوم، اشتباه مربوط به یک رفتار مشخص است، نه شخصیت کودک.
۹. بازیهایی برای تمرین اشتباه کردن
میتوان از بازی برای کاهش ترس کودک از اشتباه استفاده کرد.
مثلاً با کودک یک نقاشی مشترک بکشید و عمداً یک قسمت کوچک را متفاوت بکشید.
بعد بگویید:
«این چیزی نبود که میخواستم، ولی جالبه!
حالا ببینیم چطور میتونیم ازش استفاده کنیم.»
یا با هم یک ساختنی درست کنید و اجازه دهید بخشی از آن خراب شود و سپس دوباره بسازید.
هدف این فعالیتها این است که کودک در یک محیط امن تجربه کند:
۱۰. به جای «موفقیت»، روی پیشرفت تمرکز کنید
کودک باید بفهمد که موفقیت همیشه به معنای برنده شدن نیست.
گاهی موفقیت یعنی:
امروز کاری را امتحان کرد که قبلاً از آن میترسید.
بعد از اشتباه دوباره تلاش کرد.
توانست کمک بخواهد.
توانست ناراحتی خود را کنترل کند.
توانست یک مشکل را خودش حل کند.
این نگاه به کودک کمک میکند اعتمادبهنفسش فقط به نتیجه وابسته نباشد.
اگر کودک بعد از اشتباه گریه کرد چه کنیم؟
ابتدا احساس او را بپذیرید.
مثلاً:
«میدونم ناراحت شدی چون دوست داشتی درست انجامش بدی.»
بعد از اینکه آرامتر شد، میتوانید بگویید:
«اشتباه شد، اما هنوز میتونیم دوباره امتحانش کنیم.»
لازم نیست در همان لحظه که کودک بسیار ناراحت است، برای او سخنرانی کنیم. ابتدا آرام شدن، سپس صحبت درباره اشتباه معمولاً نتیجه بهتری دارد.
چه زمانی ترس کودک از اشتباه نیاز به توجه بیشتری دارد؟
اگر ترس از اشتباه باعث شود کودک به شکل مداوم از فعالیتهای مختلف اجتناب کند، از مدرسه یا انجام تکالیف بترسد، دائماً خودش را سرزنش کند یا اضطراب قابلتوجهی نشان دهد، بهتر است موضوع جدیتر بررسی شود.
همچنین اگر این ترس همراه با مشکلات دیگری مانند گوشهگیری شدید، افت قابلتوجه عملکرد، تغییرات مداوم خلق یا اختلال در فعالیتهای روزمره باشد، صحبت با روانشناس کودک میتواند به شناخت علت و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.
ترس بخشی طبیعی از روند رشد بسیاری از کودکان است و نوع آن میتواند با افزایش سن تغییر کند. شناخت ترسهای متناسب با مراحل رشد به والدین کمک میکند واکنش مناسبتری نسبت به نگرانیها و ترسهای کودک داشته باشند. در منبع زیر میتوانید درباره ترسهای رایج کودکان و تفاوت ترسهای طبیعی با ترسهایی که زندگی روزمره کودک را مختل میکنند، بیشتر مطالعه کنید.
مطالعه منبع انگلیسی ↗یک پیام مهم برای والدین
کودک برای رشد کردن به محیطی نیاز دارد که در آن اجازه داشته باشد امتحان کند، اشتباه کند و دوباره تلاش کند.
هدف تربیت کودکی نیست که هیچوقت شکست نخورد؛ بلکه باید به کودک کمک کنیم وقتی شکست خورد، خودش را نبازد و بتواند بگوید:
«اشتباه کردم؛ اما میتونم دوباره تلاش کنم.»
این جمله ساده، یکی از پایههای مهم اعتمادبهنفس و تابآوری در سالهای آینده زندگی کودک است.
خیلی خوب تلاش کردی.»
«این بار توانستی بیشتر از دفعه قبل ادامه بدی.»
«با اینکه سخت بود، بازی رو رها نکردی.»
این نگاه به کودک کمک میکند بفهمد پیشرفت همیشه با برنده شدن یکی نیست.
بازیها و فعالیتهایی برای تقویت تحمل شکست
بازی فرصت بسیار خوبی برای آموزش کنار آمدن با اشتباه و شکست است.
بازیهای نوبتی، پازل، ساختنیها و فعالیتهایی که نتیجه آنها همیشه قابل پیشبینی نیست، میتوانند به کودک کمک کنند تجربه کند که گاهی موفق میشویم و گاهی نه.
وقتی کودک در بازی شکست خورد، لازم نیست سریع اجازه دهیم دوباره بازی کند تا حتماً برنده شود.
میتوان گفت:
«این دفعه نشد. دوست داری ببینی دفعه بعد چه کاری میتونی متفاوت انجام بدی؟»
هدف این نیست که کودک هیچوقت ناراحت نشود. ناراحت شدن از شکست طبیعی است. چیزی که باید یاد بگیرد، نحوه کنار آمدن با این احساس است.
به کودک نشان دهید که اشتباهات گذشته ارزش او را تعیین نمیکنند
گاهی کودک بعد از یک اشتباه میگوید:
«من همیشه خراب میکنم.»
در چنین شرایطی بهتر است والدین با یک جمله ساده، ذهن او را از یک اشتباه به واقعیت بزرگتر برگردانند:
«امروز این قسمت رو اشتباه کردی، اما این به این معنی نیست که همیشه همینطوریه.»
یا:
«یادت هست دفعه قبل هم سخت بود ولی تونستی یاد بگیری؟»
به این ترتیب کودک یاد میگیرد بین یک اتفاق مشخص و ارزش کلی خودش تفاوت بگذارد.
اعتمادبهنفس واقعی با تعریف زیاد ساخته نمیشود
گاهی تصور میکنیم برای افزایش اعتمادبهنفس کودک باید دائماً به او بگوییم:
«تو بهترینی.»
«تو همیشه موفق میشی.»
اما اعتمادبهنفس واقعی بیشتر از طریق تجربه توانستن شکل میگیرد.
وقتی کودک خودش تلاش میکند، اشتباه میکند، دوباره امتحان میکند و در نهایت بخشی از مشکل را حل میکند، تجربهای واقعی از توانایی خود به دست میآورد.
پس به جای اینکه همیشه کار را برای کودک انجام دهیم، بهتر است در حد لازم از او حمایت کنیم و اجازه دهیم خودش نیز تجربه کند.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
ترس از اشتباه در بسیاری از کودکان با حمایت درست، صبر و تمرین بهتر میشود. اما اگر این ترس شدید باشد یا زندگی روزمره کودک را مختل کند، بهتر است والدین موضوع را با متخصص بررسی کنند.
برای مثال اگر کودک:
به دلیل ترس از اشتباه از فعالیتهای مختلف اجتناب میکند؛
دائماً از مدرسه یا انجام تکالیف میترسد؛
هنگام انجام کارها اضطراب زیادی دارد؛
مرتب خودش را سرزنش میکند؛
به دلیل ترس از شکست از حضور در جمع خودداری میکند؛
کمالگرایی شدید نشان میدهد؛
یا این ترس روی روابط، تحصیل، بازی و فعالیتهای روزمره او تأثیر گذاشته است،
گفتوگو با روانشناس کودک میتواند به شناخت بهتر علت و انتخاب روش مناسب کمک کند.
همچنین اگر ترس کودک همراه با تغییرات شدید و مداوم در خلق، خواب، اشتها، روابط اجتماعی یا عملکرد روزانه باشد، بهتر است ارزیابی تخصصی جدیتر گرفته شود.
والدین چه چیزهایی را نباید فراموش کنند؟
در مسیر آموزش کودک، چند نکته ساده اما بسیار مهم وجود دارد:
کودک را با دیگران مقایسه نکنید.
به خاطر اشتباه او را تحقیر نکنید.
از او انتظار بینقص بودن نداشته باشید.
فقط نتیجه را تشویق نکنید؛ تلاش و پشتکار را هم ببینید.
وقتی اشتباه میکند، به جای سرزنش، به او در پیدا کردن راهحل کمک کنید.
به او فرصت دهید بعضی مشکلات را خودش حل کند.
خودتان نیز الگوی مناسبی برای پذیرش اشتباه باشید.
جمعبندی نهایی؛ کودک باید یاد بگیرد اشتباه کردن پایان راه نیست
ترس کودک از اشتباه کردن میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از ترس از قضاوت و سرزنش گرفته تا کمالگرایی، مقایسه شدن، فشار تحصیلی یا تجربه یک شکست ناخوشایند.
نقش والدین در این میان بسیار مهم است. واکنش ما به اشتباه کودک میتواند به او یاد بدهد که اشتباه اتفاقی ترسناک است یا فرصتی برای یادگیری.
اگر کودک بعد از یک اشتباه با سرزنش مواجه شود، ممکن است دفعه بعد اصلاً تلاش نکند. اما اگر یاد بگیرد که میتواند اشتباه کند، درباره آن فکر کند، مسئولیتش را بپذیرد و دوباره تلاش کند، بهتدریج اعتمادبهنفس و تابآوری بیشتری پیدا خواهد کرد.
در واقع، هدف تربیت کودکی نیست که هیچوقت اشتباه نکند؛ چنین چیزی امکانپذیر نیست. هدف این است که کودک بتواند بعد از اشتباه بگوید:
> «اشتباه کردم، اشکالی نداره؛ میتونم ازش یاد بگیرم و دوباره امتحان کنم.»
این نگرش میتواند در سالهای بعد زندگی نیز به کودک کمک کند؛ در مدرسه، روابط دوستانه، تصمیمگیری، یادگیری مهارتهای جدید و حتی مواجهه با شکستهای بزرگتر.
گاهی بهترین کاری که والد میتواند انجام دهد این است که وقتی کودک اشتباه میکند، به جای اینکه سریع مشکل را برای او حل کند، کنارش بماند و بگوید:
«اشتباه کردن اشکالی نداره. بیا ببین
یم این بار چی میتونیم ازش یاد بگیریم.»
همین جمله ساده میتواند شروع تغییر نگاه کودک به اشتباه باشد.
سوالات متداول
چرا کودک من از اشتباه کردن میترسد؟
ترس از اشتباه میتواند به دلایلی مانند کمالگرایی، ترس از قضاوت، تجربه شکست، مقایسه شدن با دیگران یا نگرانی از واکنش والدین ایجاد شود.
آیا ترس از شکست در کودکان طبیعی است؟
مقداری ناراحتی یا نگرانی هنگام شکست طبیعی است؛ اما اگر ترس باعث شود کودک دائماً از فعالیتهای جدید دوری کند یا عملکرد روزمره او را تحت تأثیر قرار دهد، بهتر است علت آن بررسی شود.
چگونه اعتمادبهنفس کودک را افزایش دهیم؟
به تلاش و پیشرفت کودک توجه کنید، او را با دیگران مقایسه نکنید، اجازه دهید متناسب با سنش مسئولیت بپذیرد و هنگام اشتباه به جای سرزنش، به او فرصت اصلاح و تلاش دوباره بدهید.
آیا باید بعد از اشتباه کودک به او بگوییم «اشکالی ندارد»؟
بله، اما بهتر است فقط به همین جمله اکتفا نکنیم. میتوان گفت: «اشتباه پیش میاد؛ حالا ببینیم چطور میتونیم درستش کنیم.» این جمله هم احساس کودک را آرام میکند و هم مسئولیتپذیری را آموزش میدهد.
آیا کمالگرایی میتواند باعث ترس از اشتباه شود؟
بله. کودکی که تصور میکند باید همیشه بهترین و بینقص باشد، ممکن است از شروع فعالیتهای جدید یا پذیرفتن چالشها بترسد.
چه زمانی برای ترس کودک از اشتباه به روانشناس مراجعه کنیم؟
اگر ترس شدید و مداوم باشد و روی مدرسه، بازی، روابط اجتماعی یا فعالیتهای روزمره کودک تأثیر بگذارد، دریافت کمک از روانشناس کودک میتواند مفید باشد.
در نهایت، کودکی که میداند اجازه دارد اشتباه کند، راحتتر یاد میگیرد، بیشتر تجربه میکند و با اعتمادبهنفس بیشتری قدمهای بعدی زندگی را برمیدارد.