نقد و بررسی واژه نقد در ادبیات و هنر

فهرست مطالب

اصطلاح نقد در ادب فارسی، واژه‌ای دخیل از زبان عربی است که اگر از بعضی معانی غیرمرتبط با موضوع عجالتاً صرف‌نظر کنیم، گاهی به‌عنوان صفت استعمال می‌شود؛ به معنی «حاضر»، «فوری»، «آماده»؛ متضاد «نسیه» و گاهی در مقام اسم؛ به معنی «پول» و «سکه رایج» و گاهی هم به‌عنوان یک مصدر؛ به معنی «سخن‌سنجی» و «به‌گزینی» در آثار ادبی و هنری یا «بررسی»، «قضاوت»، «داوری»، «تحلیل» و «ارزیابی» یک پدیده به‌طورکلی. (دهخدا، 1377: 22652)

نقد چیست؟

«ارزیابی» نزدیک‌ترین معادل فارسی این واژهی عربی در دانش ادبی است که بر اساس یک تحلیل بلاغی مشهور در سنت علوم ادبی و در میان دانشوران متأخر زبان فارسی شکل یافته است؛ به این صورت که «در مقام تشبیه، آثار ادبی را به طلا مانند کرده‌اند که ممکن است مغشوش باشد و نقّاد آن ناخالصی‌ها را با محک نقد ادبی مشخص می‌کند.» (بیان و معانی شمیسا، 1381: 21) یعنی همان «جدا کردن دینار و درهم سِره از ناسره؛ تمیز دادن خوب از بد؛ آشکار کردن، جدا کردن و بازشناختن محاسن و معایب سخن و نقاد آن کسی است که درهم و دینار سره را از ناسره جدا کند و خوب و بد را از یکدیگر تمیز دهد.»(فرهنگ معین، 1371: 6- 4785)

همین نظر در کتب لغت قدیم و جدید عربی نیز منعکس‌شده است: «نقد: هنر تمیز دادن سخن نیکو از سخن بد؛ در درهم‌ها و جز آن‌ها نظر کردن و خوب آن‌ها را از بد جدا کردن» (کتاب العین خلیل بن احمد، 1409: ج 5: 118)

نقد و بررسی برخی از آدم ها

برای نگارنده معلوم نشد که نخستین بار چه کسی چنین برداشت استعاری از مفهوم واژهی نقد را در فارسی و عربی، مطرح کرده یا روایی بخشیده است؟ فلاسفه یونانی گرفته تا دانشوران بعد از اسلام؛ امثال جاحظ و جرجانی، تقریباً به‌اتفاق، فن نقد را در حوزهی نقد ادبی و آن‌هم در شناخت محاسن و معایب کلام استعمال کردهاند.

هدف ادبای پیشین از نقد و بررسی‌های ادبی، اغلب، تمییز و تشخیص حُسن و قبح یک نوشته و آن‌هم برای تعلیم و تعلّم روش‌هایی در تولید آثار بهتر بود. درک و دریافت پیام اثر از طریق نقد و بررسی ادبی که بیشتر در موارد غامض؛ مثل متون دینی اتفاق می‌افتاد، در مرتبهی بعدی قرار داشت و بیشتر از مهارت‌های آبای دینی در فن تفسیر کلام راز آمیز الهی محسوب می‌شد.

در مقابل، اساس نقد مدرن، بالعکس، تکیه بر فهم اصل یک پدیده به طور کلی است و بحث‌های مربوط به محاسن و معایب کلام؛ هرچند با عناوین جدیدی مانند زیبایی‌شناسی و شیوه‌های جدیدی در فرمالیسم حیات تازه‌ای یافته است، در درجه بعدی و یا کلاً در جایگاه دیگری قرار دارد.

با بازخوانی دقیق معنای لغوی واژه‌ی نقد در زبان عربی که به‌طورکلی مغفول مانده است، برداشتهای سنتی از این واژه، به نفع رویکردهای ادبیات مدرن تغییر اساسی خواهد یافت.

نقد در لغت عربی در اصل به معنی «ضرب» یا زدن گردوها با انگشت در گردو بازی است! «مِنقده» نیز به چیزی می‌گویند که گردو را بر آن می‌زنند تا بشکند. به‌طورکلی، به هر زدنی با انگشت، نقد گفته می‌شود. منقار زدن پرنده به آشیانه را نیز نقد می‌گویند همین‌طور دوام نظر به چیزی [خیرگی] یا زیرچشمی نگریستن؛ به شکلی که کسی متوجه نشود. (العین،1409: ج 5: 118)

پرواضح است که ماجرای محک زدن زرگر و تشخیص سره از ناسره، استعمالی کنایی و با توجه به لوازم این مصدر عربی است. اصل در معنی، همان زدن پیاپی با انگشت یا منقار برای شکستن پوستهی چیزی است تا آنچه در آن نهفته، بیرون بزند و آشکار گردد.

بدین ترتیب، واژهی نقد، بهترین انتخاب برای نمایندگی علمی و هنری حقیقت این فن یعنی مطالعه و اظهارنظر در مورد شناخت مفهوم نهفته در یک اثر ادبی به شمار می‌رود.

دربارهی لطافت معنای اصلی واژهی نقد و مناسبتش با دانش موردنظر در بررسی پدیده‌های هنری، ناگفته نماند که در آن، نوع ویژه‌ای از ضرب موردنظر است که اولاً با انگشت خود ناقد بدون هیچ ابزاری صورت می‌گیرد و این خود نشانه‌ای برای اشاره، دقت و بررسی و حتی هدایت و راهنمایی چیزی یا کسی است؛ زیرا آدمی به‌طور غریزی معمولاً از انگشت خویش برای این موارد استفاده می‌کند و دوم، مبارزه و رقابتی خاص از نوع بازی و سرگرمی در معنی آن نهفته است؛ زیرا همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، نقد، زدن‌هایی پیاپی و زیرکانه برای بازی است؛ آن‌هم بازی ویژه‌ای که ذاتاً هدایت چیزی برای مقصدی در آن نهفته است؛ چه این‌که «گردو بازی» تقریباً شکل قدیمی‌تر بازی بیلیارد است و در آن، گوی‌هایی به‌طرف حفره‌هایی از پیش تعیین‌شده هدایت می‌شوند.

معادل فرنگی واژه‌ی «نقد»- صرف‌نظر از تقدم و تأخر در تاریخ علم – «Criticism» انگلیسی است که خود برگرفته‌ای از «critique» فرانسوی است. این دو واژهی فرنگی در تمام زبان‌های اروپایی واردشده‌اند؛ اولی (Criticism) با همان املا و دومی (critique)، با کمی تغییر: در ایتالیایی به شکل «Critica» و در آلمانی به‌صورت «Kritik» و … رواج یافته‌اند.

نمونه‌های فرنگی برگرفته از «کریتیکِس» (criticus) لاتینی و پیش از آن «کری تیکوس» (kritikos، κρητικός) یونانی به معنی «قاضی»؛ از ریشه (krei)؛ یعنی «قضاوت» است؛ و اگر این ادعا را بپذیریم که این ریشه از اسم «critoe» (چوب‌دستی قضات یونانی برای ساکت کردن جمع) گرفته‌شده باشد، باز معنای «زدن» مطرح است؛ البته به شکل و سیاق دیگری که چندان دور از مناسبت نیست.

اشتراک گذاری مطلب :
اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیه‌های مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر می‌شود!

مقالات مرتبط

جدید ترین نشریه‌های دانش‌آموزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *