ترس والدین از آسیب دیدن فرزند در زندگی

چرا والدین از آسیب دیدن فرزندشان می‌ترسند؟ بررسی اضطراب والدین و راهکارهای فرزندپروری سالم

فهرست مطالب

ترس والدین از آسیب دیدن فرزند چیست؟

تقریباً هر پدر و مادری گاهی نگران امنیت و سلامت فرزند خود می‌شود. وقتی کودک از پله‌ها بالا می‌رود، به مدرسه می‌رود، با دوستانش بازی می‌کند یا برای نخستین بار کاری را بدون کمک والدین انجام می‌دهد، ممکن است ذهن والدین به سمت این سؤال برود: «اگر اتفاقی برایش بیفتد چه؟»

این نگرانی تا حدی طبیعی است. والدین مسئول مراقبت از کودک هستند و مغز انسان نیز به‌طور طبیعی نسبت به خطرهای احتمالی حساس است. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که نگرانی آن‌قدر شدید شود که والد بخواهد تقریباً تمام فعالیت‌های کودک را کنترل کند و اجازه ندهد او تجربه‌های متناسب با سن خود را داشته باشد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند میان ترس والدین از آسیب دیدن فرزندشان  و برخی رفتارهای محافظتی بیش از حد ارتباط وجود دارد؛ با این حال، این رابطه ساده و یک‌طرفه نیست. برای مثال، یک مرور نظام‌مند درباره اضطراب مادران و محافظت افراطی نشان داد که در بخش قابل توجهی از مطالعات، اضطراب مادر با محافظت بیش از حد ارتباط داشت، اما نتایج همه مطالعات یکسان نبودند.

بنابراین هدف این نیست که والدین را به خاطر نگرانی‌هایشان سرزنش کنیم. هدف این است که بفهمیم چه زمانی مراقبت طبیعی به نگرانی بیش از حد تبدیل می‌شود و چگونه می‌توان بین محافظت از کودک و دادن فرصت استقلال به او تعادل ایجاد کرد.

ترس والدین از آسیب دیدن کودک از کجا می‌آید؟

۱. غریزه طبیعی محافظت از فرزند

یکی از دلایل اصلی نگرانی والدین، مسئولیتی است که نسبت به فرزند خود احساس می‌کنند.

نوزاد و کودک خردسال برای بسیاری از نیازهای خود به بزرگسالان وابسته‌اند. والد باید غذا، امنیت، مراقبت پزشکی و محیط مناسب را فراهم کند. طبیعی است که با افزایش این مسئولیت، حساسیت والد نسبت به خطر نیز بیشتر شود.

والد ممکن است هنگام دویدن کودک، بالا رفتن از وسایل بازی یا رفتن او به محیطی ناآشنا سریعاً خطرهای احتمالی را تصور کند.

این واکنش به خودی خود مشکل محسوب نمی‌شود.

مراقبت سالم یعنی والد خطرهای واقعی را می‌بیند و برای کاهش آن‌ها اقدام می‌کند.

اما مراقبت افراطی زمانی اتفاق می‌افتد که حتی موقعیت‌های نسبتاً معمول و متناسب با سن کودک نیز برای والد غیرقابل تحمل شوند.

۲. تجربه‌های ناخوشایند گذشته

گاهی نگرانی والدین تحت تأثیر تجربه‌های قبلی قرار می‌گیرد.

برای مثال، اگر کودک قبلاً هنگام بازی زمین خورده باشد، ممکن است والد از آن به بعد هر بار که کودک می‌خواهد بازی کند، احتمال آسیب را تصور کند.

ذهن والد ممکن است به شکل ناخودآگاه بگوید:

«دفعه قبل اتفاق افتاد، پس ممکن است دوباره اتفاق بیفتد.»

اما وقوع یک حادثه در گذشته لزوماً به این معنی نیست که تمام موقعیت‌های مشابه در آینده خطرناک هستند.

والد باید میان خطر واقعی و خاطره یک اتفاق ناخوشایند تفاوت قائل شود.

۳. اضطراب خود والد

یکی از عوامل مهم، وضعیت روانی خود والد است.

وقتی فرد به‌طور کلی مضطرب است، ممکن است موقعیت‌های مبهم را خطرناک‌تر ارزیابی کند.

برای مثال، دو والد ممکن است یک موقعیت مشابه را ببینند:

کودک در حال بازی در پارک است.

یکی ممکن است بگوید:

«بچه‌ها باید بازی کنند؛ من مراقبم.»

والد دیگر ممکن است مرتب فکر کند:

«اگر بیفتد چه؟ اگر کسی به او برخورد کند چه؟ اگر مریض شود چه؟»

این تفاوت الزاماً به معنای بی‌مسئولیتی والد اول نیست. ممکن است والد دوم سطح بالاتری از اضطراب را تجربه کند.

پژوهش‌های مختلف نیز ارتباط میان اضطراب والدین و برخی رفتارهای محافظتی بیش از حد را بررسی کرده‌اند. یک مرور نظام‌مند در سال ۲۰۲۱ شواهدی از ارتباط کوچک تا متوسط میان اضطراب مادر و محافظت افراطی پیدا کرد، هرچند نویسندگان بر وجود نتایج متناقض و نیاز به پژوهش‌های بیشتر تأکید کرده‌اند.

۴. ترس از اینکه «والد خوبی» نباشیم

گاهی والد تصور می‌کند اگر اجازه دهد کودک با دشواری یا خطرهای کوچک و قابل مدیریت روبه‌رو شود، یعنی وظیفه خود را درست انجام نداده است.

برای مثال ممکن است فکر کند:

«اگر می‌توانم جلوی این ناراحتی را بگیرم، چرا اجازه بدهم کودک آن را تجربه کند؟»

این طرز فکر از عشق و مسئولیت سرچشمه می‌گیرد، اما همیشه بهترین نتیجه را ندارد.

کودک برای رشد فقط به امنیت نیاز ندارد؛ بلکه به فرصت‌هایی برای تمرین، تصمیم‌گیری، حل مسئله و تجربه استقلال متناسب با سن نیز نیاز دارد.

ترس و خشم والد از فرزند خود

این تفاوت یکی از مهم‌ترین بخش‌های موضوع است.

مراقبت سالم:

والد خطر را ارزیابی می‌کند، قوانین منطقی می‌گذارد و در شرایط لازم مداخله می‌کند.

مثلاً:

«در خیابان باید کنار بزرگسال راه بروی.»

محافظت افراطی:

والد حتی در شرایطی که خطر قابل مدیریت است، دائماً از کودک جلوگیری می‌کند.

مثلاً:

«اصلاً خودت بازی نکن؛ ممکن است زمین بخوری.»

در مراقبت سالم، هدف این است که کودک ایمن باشد و مهارت کسب کند.

در محافظت افراطی، هدف ممکن است به‌صورت ناخواسته به این تبدیل شود که کودک هیچ‌وقت احساس خطر یا ناراحتی نکند.

این دو رویکرد تفاوت مهمی دارند.

آیا محافظت بیش از حد می‌تواند روی اضطراب کودک اثر بگذارد؟

پژوهش‌ها در این زمینه گسترده‌اند، اما باید از نتیجه‌گیری ساده و قطعی پرهیز کرد.

یک فراتحلیل درباره رابطه کنترل والدین و اضطراب، ارتباط قابل توجهی میان اضطراب کودک و کنترل والدین پیدا کرد؛ با این حال، نویسندگان تأکید کردند که جهت رابطه از این مطالعات به‌تنهایی قابل تعیین نیست. یعنی ممکن است رفتار والد روی اضطراب کودک اثر بگذارد، اما اضطراب کودک نیز می‌تواند باعث شود والد کنترل بیشتری اعمال کند.

این موضوع بسیار مهم است.

بنابراین نباید والدین را مقصر اصلی اضطراب کودک دانست. اضطراب و رفتار والد و کودک می‌توانند در یک رابطه دوطرفه قرار داشته باشند.

چرا والدین مدام بدترین سناریو را تصور می‌کنند؟

یکی از ویژگی‌های اضطراب، تمرکز ذهن روی احتمال خطر است.

والد ممکن است از یک اتفاق ساده، مجموعه‌ای از اتفاقات احتمالی را تصور کند.

مثلاً:

«اگر کودک خودش به مدرسه برود، ممکن است اتفاقی بیفتد.»

بعد ذهن ادامه می‌دهد:

«اگر گم شود چه؟ اگر زمین بخورد چه؟ اگر نتواند کمک بگیرد چه؟»

در نتیجه، یک احتمال کوچک در ذهن به یک سناریوی بزرگ تبدیل می‌شود.

برای مقابله با این حالت، والد می‌تواند از خودش بپرسد:

خطر واقعی این موقعیت چیست؟

احتمال وقوع آن چقدر است؟

آیا کودک برای این موقعیت آمادگی متناسب با سنش را دارد؟

چه اقدام منطقی می‌توانم برای افزایش ایمنی انجام دهم؟

آیا من در حال محافظت از کودک هستم یا تلاش می‌کنم اضطراب خودم را کاهش دهم؟

سؤال آخر اهمیت زیادی دارد.

گاهی والد کودک را از یک فعالیت منع می‌کند نه به دلیل خطر واقعی، بلکه برای اینکه خودش احساس آرامش بیشتری کند.

نقش اخبار و شبکه‌های اجتماعی در افزایش نگرانی والدین

والدین امروزی دائماً با اخبار و داستان‌های مختلف مواجه‌اند.

وقتی یک حادثه نادر بارها در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، ممکن است ذهن انسان تصور کند چنین اتفاقی بسیار رایج‌تر از واقعیت است.

به همین دلیل، والدین بهتر است هنگام ارزیابی خطر، فقط به داستان‌هایی که دیده‌اند تکیه نکنند و از منابع معتبر استفاده کنند.

دیدن مداوم اخبار نگران‌کننده می‌تواند برای برخی افراد اضطراب را بیشتر کند و باعث شود جهان خطرناک‌تر از آنچه واقعاً هست به نظر برسد.

آیا باید کودک را از همه خطرها دور کنیم؟

خیر.

کودک باید از خطرهای جدی و غیرقابل قبول محافظت شود؛ اما نمی‌توان و لازم نیست کودک را از هر نوع دشواری یا احتمال ناراحتی دور کرد.

برای رشد سالم، کودک باید به‌تدریج فرصت پیدا کند:

کارهای متناسب با سنش را خودش انجام دهد.

اشتباه‌های کوچک و قابل جبران داشته باشد.

مشکلات ساده را حل کند.

مسئولیت‌های متناسب با سنش را تجربه کند.

با موقعیت‌های جدید روبه‌رو شود.

یاد بگیرد در صورت نیاز از دیگران کمک بخواهد.

پژوهش‌ها درباره محافظت افراطی نشان داده‌اند که این رفتار می‌تواند با کاهش فرصت‌های استقلال و تجربه‌های متناسب با رشد همراه باشد.

والد بیش از حد نگران چه جملاتی می‌گوید؟

گاهی می‌توان الگوی نگرانی را از زبان روزمره تشخیص داد.

برای مثال:

«خودت انجام نده، ممکنه خرابش کنی.»

«نرو، خطرناکه.»

«من خودم انجام می‌دم.»

«تنهایی نمی‌تونی.»

«مواظب باش! مواظب باش! مواظب باش!»

«اگر اتفاقی برات بیفته چی؟»

یک یا دو بار گفتن این جمله‌ها طبیعی است.

مسئله زمانی مطرح می‌شود که این الگو تقریباً در تمام فعالیت‌های کودک تکرار شود.

ترس والد که موجب اجتناب فرزند شده است

ترس والدین چگونه اعتمادبه‌نفس کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

کودک از واکنش والدین خود درباره توانایی‌هایش اطلاعات زیادی دریافت می‌کند.

اگر والد دائماً پیام دهد:

«تو نمی‌توانی.»

ممکن است کودک نیز به‌تدریج درباره توانایی‌های خودش تردید کند.

در مقابل، اگر والد بگوید:

«این کار ممکنه کمی سخت باشه، ولی می‌تونی امتحانش کنی و اگر کمک خواستی من هستم.»

پیام متفاوتی منتقل می‌شود:

«تو توانایی یادگیری داری و من در کنار تو هستم.»

این تفاوت در فرزندپروری می‌تواند در شکل‌گیری احساس شایستگی کودک اهمیت داشته باشد.

چگونه بین امنیت و استقلال کودک تعادل برقرار کنیم؟

۱. خطر واقعی را از ناراحتی جدا کنید

هر چیزی که کودک را ناراحت می‌کند الزاماً خطرناک نیست.

مثلاً ممکن است کودک از انجام یک کار جدید بترسد، اما آن کار در شرایط مناسب خطری جدی نداشته باشد.

والد می‌تواند به جای حذف فوری موقعیت، ابتدا آن را بررسی کند.

۲. قوانین روشن داشته باشید

کودک به قانون نیاز دارد، اما تعداد قوانین نباید آن‌قدر زیاد باشد که تمام فعالیت‌های او را محدود کند.

قوانین مهم مربوط به ایمنی را واضح و ثابت بیان کنید.

برای مثال:

«در خیابان کنار بزرگسال راه می‌رویم.»

بعد در موقعیت‌های کم‌خطر، فرصت بیشتری برای انتخاب به کودک بدهید.

۳. به جای «نکن»، مهارت آموزش دهید

به جای اینکه دائماً بگوییم:

«نرو!»

گاهی بهتر است بگوییم:

«اگر این کار را انجام می‌دهی، اول ببین سطحش امن هست یا نه.»

به جای:

«دست نزن!»

می‌توان توضیح داد:

«این وسیله داغه و نباید بهش دست بزنی.»

هدف این است که کودک فقط از دستور والد پیروی نکند، بلکه منطق ایمنی را نیز یاد بگیرد.

۴. اجازه دهید کودک مشکلات کوچک را حل کند

اگر کودک نمی‌تواند یک وسیله را باز کند، لازم نیست والد بلافاصله آن را انجام دهد.

می‌توان پرسید:

«به نظرت چطور می‌تونی حلش کنی؟»

اگر تلاش کرد و موفق نشد، والد می‌تواند راهنمایی کوچکی ارائه دهد.

این روش به کودک نشان می‌دهد که مشکل لزوماً به معنای شکست نیست.

۵. اضطراب خودتان را مدیریت کنید

گاهی تغییر رفتار کودک بدون توجه به وضعیت والد دشوار است.

اگر والد دائماً مضطرب باشد، ممکن است کنترل کردن کودک برایش به راهی برای کاهش اضطراب تبدیل شود.

در چنین شرایطی، صحبت با روان‌شناس می‌تواند کمک‌کننده باشد.

یک فراتحلیل درباره مداخلات والد-محور برای اضطراب کودکان نیز نشان داده است که برخی مداخلات والدین می‌توانند در کاهش علائم اضطراب کودک مؤثر باشند؛ البته کیفیت مطالعات متفاوت بوده و نباید یک روش واحد را برای همه خانواده‌ها مناسب دانست.

آیا والد باید اجازه دهد کودک اشتباه کند؟

بله، البته در محدوده امن و متناسب با سن کودک.

اشتباه کردن بخش طبیعی یادگیری است.

اگر کودک همیشه از اشتباه کردن محافظت شود، ممکن است فرصت کمتری برای یادگیری از پیامدهای طبیعی و قابل جبران داشته باشد.

مثلاً اگر کودک وسیله‌ای را اشتباه در جای خود قرار دهد، می‌توان به او فرصت داد متوجه اشتباه شود و آن را اصلاح کند.

اما در شرایطی که احتمال آسیب جدی وجود دارد، مسئولیت والد برای مداخله همچنان مهم است.

پس هدف این نیست که کودک را در معرض خطر قرار دهیم؛ هدف این است که از حذف همه تجربه‌های یادگیری به دلیل ترس جلوگیری کنیم.

والدین چگونه نگرانی خود را با کودک مطرح کنند؟

بهتر است نگرانی والد به شکل ترسناک به کودک منتقل نشود.

مثلاً به جای:

«وای، نکن! حتماً اتفاق بدی می‌افته!»

می‌توان گفت:

«این کار نیاز به کمی احتیاط داره. بیا اول ببینیم چطور می‌تونیم با خیال راحت انجامش بدیم.»

این تغییر کوچک، پیام متفاوتی دارد.

در جمله اول، دنیا خطرناک به نظر می‌رسد.

در جمله دوم، دنیا قابل مدیریت به نظر می‌رسد.

اگر کودک خودش مضطرب باشد چه؟

گاهی مشکل فقط نگرانی والد نیست.

ممکن است کودک خودش از جدا شدن از والد، مدرسه، موقعیت‌های اجتماعی یا فعالیت‌های جدید بترسد.

در این حالت، والد ممکن است برای آرام کردن او دائماً از موقعیت‌های ترسناک جلوگیری کند.

این واکنش قابل درک است، اما در برخی شرایط، اجتناب مداوم می‌تواند چرخه اضطراب را حفظ کند.

یک مرور نظام‌مند جدید نیز نشان داده است که برخی رفتارهای والدین که اجتناب را تقویت می‌کنند، مانند محافظت و درگیرشدن بیش از حد، ممکن است در رابطه میان ویژگی‌های بازداری کودک و برخی علائم اضطرابی نقش داشته باشند؛ البته نتایج پژوهش‌ها یکدست نیستند.

در صورت اضطراب قابل توجه کودک، بهتر است خانواده از متخصص سلامت روان کودک کمک بگیرد.

چه زمانی نگرانی والدین بیش از حد شده است؟

هیچ عدد مشخصی وجود ندارد که بگوید «از این مقدار به بعد نگرانی غیرطبیعی است».

اما اگر نگرانی والد باعث شود:

کودک تقریباً هیچ فعالیت مستقلی نداشته باشد؛والد دائماً رفتار کودک را کنترل کند؛کودک از تجربه‌های متناسب با سن خود محروم شود؛خانواده دائماً درگیر ترس از اتفاقات احتمالی باشد؛اضطراب والد بر خواب، کار یا روابط خانوادگی اثر بگذارد؛ والد نتواند حتی در موقعیت‌های نسبتاً امن کودک را از خود جدا کند؛ یا نگرانی باعث تعارض شدید میان والد و کودک شود، بهتر است والد برای بررسی این اضطراب با متخصص صحبت کند.

یک نکته مهم: نگرانی به معنای والد بد بودن نیست

باید میان «رفتار نیازمند اصلاح» و «والد بد بودن» تفاوت گذاشت.

بسیاری از رفتارهای محافظتی افراطی از عشق، ترس و مسئولیت‌پذیری سرچشمه می‌گیرند.

پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهند رابطه میان اضطراب والد، رفتار والد و اضطراب کودک پیچیده است و نمی‌توان همه مشکلات اضطرابی کودک را به یک رفتار والد نسبت داد.

بنابراین اگر والد متوجه شد بیش از حد نگران فرزندش است، بهتر است به جای احساس گناه، از خودش بپرسد:

«چه چیزی باعث شده این‌قدر نگران باشم و چگونه می‌توانم واکنشم را متعادل‌تر کنم؟»

یک تمرین ساده برای والدین نگران

هر بار که متوجه شدید می‌خواهید کودک را از یک فعالیت منع کنید، سه سؤال از خودتان بپرسید:

سؤال اول:

آیا خطر واقعی و قابل توجهی وجود دارد؟

سؤال دوم:

آیا این خطر با یک قانون یا اقدام ساده قابل مدیریت است؟

سؤال سوم:

اگر خطر قابل مدیریت است، آیا می‌توانم اجازه بدهم کودک این تجربه را با نظارت مناسب داشته باشد؟

این سه سؤال کمک می‌کنند تصمیم‌گیری از حالت واکنش هیجانی خارج شود.

جمع‌بندی

ترس والدین از آسیب دیدن کودک بخشی طبیعی از مسئولیت‌پذیری والدانه است. والدین می‌خواهند فرزندشان سالم و ایمن باشد و طبیعی است که در برابر خطرهای واقعی حساس باشند.

اما زمانی که ترس و اضطراب باعث شود کودک از تجربه‌های متناسب با سن، استقلال و فرصت یادگیری محروم شود، لازم است میان مراقبت و محافظت افراطی تفاوت گذاشته شود.

پژوهش‌ها ارتباط‌هایی میان اضطراب والدین، رفتارهای محافظتی و اضطراب کودکان پیدا کرده‌اند، اما این ارتباط پیچیده است و لزوماً به معنی رابطه علت و معلولی ساده نیست. اضطراب کودک نیز می‌تواند باعث افزایش رفتارهای محافظتی والد شود.

بهترین رویکرد معمولاً این نیست که والد کودک را از تمام خطرها دور کند بلکه این است که خطرهای جدی را کاهش دهد و همزمان فرصت تجربه، یادگیری، مسئولیت‌پذیری و استقلال متناسب با سن را فراهم کند.

والد می‌تواند به جای اینکه همیشه بگوید:

«نکن، خطرناکه.»

گاهی بگوید:

«بیا ببینیم چطور می‌تونی این کار رو با خیال راحت انجام بدی.»

این تغییر ساده، کودک را از حمایت محروم نمی‌کند؛ بلکه به او کمک می‌کند به‌تدریج یاد بگیرد چگونه از خودش مراقبت کند.

اگر نگرانی والد شدید و مداوم است یا روی زندگی خانوادگی و استقلال کودک تأثیر گذاشته، مراجعه به روان‌شناس یا متخصص سلامت روان می‌تواند کمک‌کننده باشد

اشتراک گذاری مطلب :
اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیه‌های مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر می‌شود!

مقالات مرتبط

جدید ترین نشریه‌های دانش‌آموزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *